محمد ابراهيمى وركيانى

300

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

چون نامه معاويه به زياد بن ابيه در بصره رسيد ، سفيرى خردمند نزد معاويه فرستاد و به وى گفت به امير بگو : مردم چه مىگويند هرگاه آنان را به بيعت با يزيد دعوت كنيم ، درحالىكه يزيد با سگ‌ها و ميمون‌ها بازى مىكند و جامه‌هاى رنگين مىپوشد و پيوسته شراب مىنوشد و شب را با سازوآواز مىگذراند ، و حال آنكه هنوز حسين بن على ، عبدالله بن عباس ، عبدالله بن زبير و عبدالله بن عمر زنده‌اند . ليكن مىشود او را دستور دهى تا يك‌سال يا دو سال به اخلاق اينان درآيد . آنگاه شايد بتوانيم امر را بر مردم مشتبه سازيم . چون فرستاده نزد معاويه آمد و پيام زياد را به او رسانيد ، معاويه برآشفت و گفت : واى بر پسر عبيد ، گويا مىپندارد كه امير پس از معاويه ، زياد است . به‌خدا سوگند كه او را به مادرش سميه و پدرش عبيد باز مىگردانم . « 1 » عكس‌العمل امام حسين ( ع ) در برابر بيعت با يزيد يعقوبى مىنويسد : پس از وفات حسن بن على ( ع ) ، معاويه با پسرش يزيد به وليعهدى بيعت نمود و جز چهار نفر از بيعت او تخلف نكردند . عبدالله بن عمر گفت : آيا با كسى بيعت كنيم كه با ميمون‌ها و سگ‌ها بازى مىكند و شراب مىنوشد و آشكارا فسق مىكند ؟ عذر ما نزد خدا چيست ؟ معاويه همان سال به حج رفت و از ايشان دلجويى كرد و بر بيعت مجبورشان نساخت . « 2 » ابن‌اعثم در الفتوح ضمن اعلام مخالفت حسين بن على ( ع ) ، عبدالله بن عباس ، عبدالله بن زبير و عبدالله بن عمر با جانشينى يزيد و اصرار معاويه بر آن مىنويسد : معاويه گفت : رأى من همان است كه گفتم و قبل از اينكه از مكه بروم تصميم دارم در اين زمينه با مردم سخن بگويم ؛ اما من بر شما از مردم شام مىترسم و عاقل آن است كه خويشتن‌دار باشد .

--> ( 1 ) . همان ، ص 148 . ( 2 ) . همان ، ص 160 .